آیا می‌توان ذهن یک دانشمند را کپی کرد؟

ایران طی سال‌های اخیر، دانشمندان و مغز‌های متفکر مهمی را در پی دشمنی رژیم صهیونیستی با بخش علمی کشور و بر اثر ترور و خرابکاری از دست داده است. دشمنی این رژیم با پیشرفت و توسعه علمی ایران از همان ابتدای انقلاب رقم خورده و هر بار با ترور یک دانشمند، یک مدل ذهنی و انبوهی از دانش انباشته شده را از کشور گرفته است.

سیدطه‌حسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند در یادداشتی برای خبرگزاری آنا نوشت:

دشمنی عمیق و ادامه‌دار رژیم صهیونیستی با بخش علمی کشور، ضرورت حفاظت و حراست از دانشمندان و چهره‌های مهم را به خصوص بعد از جنگ ۱۲ روزه بیش از گذشته گوشزد می‌کند. اما جدا از محافظت‌های معمول، باید به دنبال راهی جدید و مدرن برای مصون کردن اساسی مغز‌های متفکر کشور در برابر هر نوع ترور مستقیم و بیولوژیک و هرگونه خرابکاری کرد. این راهکار را می‌توان در مدیریت دانش یا Knowledge Management یافت.

مدیریت دانش چیست؟
مدیریت دانش یا به اختصار KM کمک می‌کند تا دانسته‌ها، تجربه‌ها، ایده‌ها و راه‌حل‌هایی که در ذهن افراد است، در صورت از دست رفتن آنها، از بین نرود. کشور ما به دلیل نبود مدیریت دانش، تاکنون هزینه‌های زیادی متحمل شده است. این خسارات علاوه بر ترور‌هایی که رخ داده، شامل از دست رفتن مواردی، چون تجربه یک استاد دانشگاه یا نخبه، راه‌حل خاص یک مهندس و ایده‌پرداز یا روش تحلیل یک پژوهشگر نظامی هم بوده است. مدیریت دانش کمک می‌کند تا همه اینها جمع‌آوری، مستندسازی، ذخیره و در زمان مناسب، به‌دست فرد یا سیستمی مناسب برساند تا به کار گرفته شود.
پس از درک ضرورت مدیریت دانش برای حفظ داشته‌های علمی کشور، حتی می‌توان در گام‌هایی فراتر از آن، به کپی ذهن دانشمندان و سرمایه‌های دانشی هم فکر کرد. کاری که با ترکیب مدیریت دانش و هوش مصنوعی یا AI امکان‌پذیر است.

به بیان دیگر هوش مصنوعی با مدیریت دانش می‌تواند تفکرات یک دانشمند را درک و بازسازی کند و براساس آن به یک قدرت تحلیل دائمی و تثبیت شده برسد. با این شیوه می‌توان به مغز‌هایی خستگی‌ناپذیر (tireless)، جاودان و نامیرا رسید و دشمن را از ترور و از بین بردن دانشمندان کشور ناامید کرد.

مدیریت دانش در عمل
برای رسیدن به این هدف در عمل، ابتدا باید درخت دانش را ترسیم و نخبگان را براساس آن شناسایی کرد. بعد باید نسبت به تهیه دانش ذهنی و ضمنی افراد مورد نظر اقدام و آن را به دانشی صریح تبدیل کرد تا برای عموم نخبگان آن حوزه قابل فهم و برای ماشین قابل خوانش باشد.
برای درک بهتر این چرخه، یک استاد نخبه دانشگاه را در نظر بگیرید که مشغول تدریس یک موضوع خاص در یک دانشگاه است. اگر این فرد درباره مباحث خود کتابی ننوشته باشد یا جلسات تدریس او به صورت صوت و فیلم ثبت نشود؛ با از دست رفتن او، این دانش هم از بین خواهد رفت. این یعنی نبود مدیریت دانش باعث از دست رفتن دانش یک فرد نخبه شده است. حال اگر این جلسات ضبط شود؛ در صورت از دست دادن این دانشمند، فقط جلسات تدریس او باقی خواهد ماند. سپس حالتی از مدیریت دانش را فرض کنید که با او جلساتی گذاشته می‌شود و به پرسش‌های متعددی درباره حوزه تخصصی خود پاسخ می‌دهد. در این شرایط می‌توان به بخش‌های پنهان ذهن او هم وارد شد و روش پاسخ او را بهتر درک کرد. این دانش ضمنی است و در گام بعدی مدیریت دانش، این دانش باید به صورت داده‌های قابل خوانش و صریح برای ماشین پیاده‌سازی شود.
در نشست‌هایی که با این نخبگان برگزار می‌شود، امکان بهره‌گیری از نسخه‌های محدود و تخصصی هوش مصنوعی برای برخی افراد خاص فراهم است. این نوع هوش مصنوعی با تحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده، پرسش‌هایی را طراحی می‌کند تا الگوریتم ذهنی و ساختار تفکر فرد مورد نظر را شناسایی کند. سپس، با بررسی مستمر این الگو در تعامل با فرد، فرآیند اصلاح شیوه‌های استدلال انجام می‌گیرد و در نهایت، سیستم تفکری او بازسازی می‌شود.
این سیستم بازتولیدشده می‌تواند در بازه‌ای مشخص، حتی در صورت فقدان فرد اصلی، مورد استفاده قرار گیرد. چنین الگویی با توان پردازشی بالا، بدون خستگی و با دقت بیشتر، قادر است مسائل را با همان منطق و شیوه تفکر تحلیل کند. در صورتی که قابلیت تفسیر داشته باشد، می‌تواند به عنوان ابزاری قدرتمند در خدمت خود فرد نیز قرار گیرد؛ به این صورت که به جای حل سنتی مسائل، موضوعات به سیستم تفکری شبیه‌سازی‌شده ارائه می‌شود تا با بهره‌گیری از روش‌های استدلال، راه‌حل‌هایی ارائه دهد و در صورت نیاز، اصلاحات لازم اعمال شود.
در نتیجه، می‌توان گفت این ربات به‌گونه‌ای طراحی شده که به‌طور کامل مشابه دانشمند مورد نظر می‌اندیشد. بنابراین، حتی در صورت از دست رفتن آن فرد به هر دلیلی، دانش و تفکر او حفظ شده و میراثی ارزشمند از او باقی خواهد ماند.
این کار در بلندمدت به یک سیستم مبتنی بر هوش مصنوعی منجر می‌شود که می‌تواند براساس سبک فکری، اصول تحلیلی و روش تولید محتوای مانند یک فرد خاص، استدلال کرده و پاسخگو باشد. در نهایت می‌توان با این نوع مدیریت دانش و ترکیب آن با هوش مصنوعی، دشمن را از حذف دانش با استفاده از ترور ناامید کرد.
برای بازسازی دقیق مدل ذهنی یک فرد، شش سطح و مرحله کلیدی همراه با روش‌ها و ابزار‌های مشخص در طراحی سیستم‌های شناختی مبتنی بر هوش مصنوعی تعریف می‌شود. این سطوح شش‌گانه به ترتیب شامل سطح بازنمایی دانش و حافظه معنایی با هدف ثبت ساخت‌یافته باورها، اصول فکری، مفاهیم کلیدی و مدل ذهنی پایدار فرد، سطح ذخیره و ساختاردهی تجربه‌های زیسته به منطور ثبت و سازمان‌دهی تجربه‌های زیسته، تصمیم‌گیری‌های پیشین و واکنش‌های فرد در موقعیت‌های خاص، سطح یادگیری عمیق سبک فکری با هدف یادگیری سبک نگارش، الگو‌های زبانی و شیوه استدلال فرد در تولید محتوا و تحلیل مسائل، سطح استدلال و حل مسأله تطبیقی با هدف بازسازی فرآیند ….