مطالعات تطبیقی و چالش‌های امروز ایران

ایران امروز با مشکلات متعددی در بخش‌های اقتصادی بویژه در بخش مسکن و انرژی و ناترازی شدید در این زمینه مواجه است. اگرچه این مشکلات مختص کشور ما نیست و در بسیاری از کشورهای دیگر وجود داشته و دارد؛ اما نکته مهم اینجاست که برخی کشورها با بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، مشکلات خود را در این بخش‌ها حل کرده‌اند. الگویی که ما نیز شدیداً به آن نیازمندیم و باید آن را در مطالعات تطبیقی جست‌و‌جو کنیم.

کاهش نرخ بیکاری کره جنوبی با استفاده از تجربیات آلمان در راه‌اندازی مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای، الهام‌گیری بریتانیا از دانمارک برای بهبود خدمات عمومی، الگوبرداری آلمان از تجربیات نروژ برای ذخیره انرژی، استفاده کانادا از تجربیات سوئیس در مبارزه با مواد مخدر، بهبود مدیریت سالمندی ژاپن با استفاده از تجربیات سوئد و بهره‌گیری شیلی از تجربیات فنلاند برای اصلاح نظام بازنشستگی، از نمونه‌های جهانی مطالعات تطبیقی و استفاده کشورها از تجارب یکدیگر است.

مطالعات تطبیقی چطور کار می‌کند؟
پس از این مقدمه به ترسیم فضای حاکم بر مطالعات تطبیقی و نوع کارکرد آن می‌پردازیم. این مقوله در ادبیات حکمرانی، عناصری چون مطالعه، آینده‌پژوهی و تطبیق با شرایط داخلی را در کنار هم قرار می‌دهد تا برای حل یک مسأله مشابه با کشوری دیگر به یک سناریوی مرجح و اجرایی برسد.
به بیان دقیق‌تر در مطالعات تطبیقی ابتدا با مطالعات دقیق حول چالش مورد نظر، راهکارهای کشورهای خارجی برای آن چالش احصا می‌شود. سپس در مرحله تطبیق، براساس رویکردی که آن را STEEPV می‌نامند، تفاوت‌های اجتماعی، فناوری، اقتصادی، محیط زیست، سیاسی و ارزش‌های کشورهای مورد بررسی هم در نظر گرفته می‌شود تا راهکارهای مغایر با شرایط داخلی حذف و نزدیک‌ترین راهکار انتخاب شود. در این میان، آینده‌پژوهی برای کاهش ریسک عملیاتی در گذر زمان هم اهمیت بسیار بالایی دارد و براساس آن در نهایت یک سناریوی مرجع تدوین می‌شود.

اهمیت تنوع‌بخشی به تولید برق
ناترازی انرژی یکی از موضوعات بسیار مهم این روزهای کشور است که دولت در کنار تمام تلاش‌های خود در رفع آن، باید به مطالعات تطبیقی در این بخش هم نگاه ویژه‌ای داشته باشد. از آنجایی که ایران تصمیم گرفته با سرمایه‌گذاری 15 میلیارد دلاری در برق تجدیدپذیر، مشکل ناترازی حدوداً 24 هزار مگاواتی را حل کند، بی‌توجهی به مطالعات تطبیقی در این حوزه و عدم بهره‌گیری از تجربیات دیگر کشورها ممکن است به هدررفت میلیاردها دلار سرمایه و از دست رفتن زمان طلایی برای جبران ناترازی منجر شود.
تجربه اروپا به خصوص کشور اسپانیا، از جمله تجربیات ارزشمندی است که در این حوزه باید به آن توجه کرد.

این کشور چند سال پیش به طور ناگهانی تصمیم به تمرکز زیاد بر برق خورشیدی گرفت. این تمرکز در آن زمان بدون لحاظ کردن ساختار درست توسعه نیروگاه‌ها، زیرساخت‌های انتقال، ادغام برق تولیدی نیروگاه‌ها در شبکه سراسری و از همه مهم‌تر در نظر نگرفتن ذخیره‌سازها صورت گرفت و اخیراً با عمیق‌تر شدن چالش‌های آن، به آتش‌سوزی‌های متعدد و قطع برق منجر شد. مطالعه تطبیقی این تجربیات در کنار تجربه آلمان در توسعه برق خورشیدی و دانش ذخیره‌سازها برای ما ضرورت بسیار زیادی دارد.
جدا از چالش‌های توسعه برق تجدیدپذیر، ما باید در اصل موضوع جبران ناترازی با تکیه زیاد به برق خورشیدی هم دقت نظر لازم را داشته باشیم. به طور کلی، توسعه نامتوازن یک روش خاص تولید برق و عدم تنوع‌بخشی به منابع تولید، یک چالش اساسی است. مشکلات فرانسه در وابستگی به برق هسته‌ای مبتنی بر اورانیوم وارداتی از آفریقا بعد از کودتا در یکی از کشورهای مبدأ یا چالش‌های وابستگی بخش برق آلمان به گاز وارداتی از روسیه بعد از جنگ اوکراین از نمونه‌های این توسعه نامتوازن و مشکلات ناشی از آن است که برای ما درس‌های آموزنده‌ای دارد.
در این خصوص، توجه به تجربه کشورهایی چون چین و آمریکا در تنوع‌بخشی به منابع تولید برق و تکیه نکردن بر یک بخش خاص، در چهارچوب مطالعات تطبیقی حوزه انرژی می‌تواند راهگشا باشد. شاید باورش سخت باشد اما آمریکا همچنان 20 درصد برق خود را با زغال‌سنگ تأمین می‌کند. این سوخت در چین ….